رابطه ایران با آمریکا

یکى از آزمونهاى مهم انقلاب از روز اول همین مسئله(رابطه ایران و آمریکا) بوده است. از روز اوّلى که انقلاب پیروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ایالات متحده‌ى آمریکا، میدانى به عنوان یک آزمون بزرگ براى ملت ایران باز شد. در طول این سى سال، همواره این آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است

اما سیاست دولت در رابطه با آمریکا تا چه حد تابع دیپلماسی مبتنی بر سیاست های کلی نظام است و تا چه حد ممکن است از برخواسته از رای و نظر شخصی باشد؟

دولت محمود احمدی نژاد نشان داده است که همیشه زیر کت خود چراغ سبزی را برای رابطه با آمریکا( هرچند با شرط و شروط) آماده دارد. در دولت نهم، رئیس جمهور در اقدامی بی سابقه نامه ای به اوباما نوشت که پر از نصحیت و اندرز بود نامه ای که بی جواب ماند. همینطور نماینده های دو کشور به دعوت آمریکا با هم بر سر مسئله عراق، در این کشور به صحبت نشستند؛ دیداری که به طور رسمی بعد حدود 29 سال انجام گرفت و آن نیز بی نتیجه ماند. از دیگر رویداد ها می توان به موضوع جنجالی، بحث  گشایش دفتر حافظ منافع امریکا در تهران با حضور دیپلمات های آمریکایی اشاره داشت که با همه واکنش ها، دولت گفت اگر نامه ای برسد بررسی خواهد شد!

احمدی نژاد

 

اما آنچه که اخیرا باز از این دست مواضع، جنجال برانگیز شده است، صحبت های رئیس جمهور در آخرین سفر خود به نیویورک بود. دکتر احمدی نژاد در دیدار نخبگان آمریکایی اینگونه اشاره کرد که " اینکه چرا ایرانیان اسرائیل رسمیت نمی‌شناسند، سوال مهمی است. به رسمیت نشناختن رژیم صهیونیستی از سوی ایران چه ربطی به رابطه ایران با آمریکا دارد؟ ایران، آمریکا را به رسمیت می‌شناسد و معتقد است می‌توانیم با یکدیگر رابطه داشته باشیم اما موضوع به رسمیت شناختن و یا نشناختن رژیم صهیونیستی هیچ ارتباطی به روابط ایران و آمریکا ندارد". · وی در ادامه پیرامون رابطه با آمریکا اینگونه بیان داشت" جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد تا چنانچه دولت آمریکا قدمی برای ایجاد تفاهم بین دو کشور بردارد در ذهنیت منفی خود نسبت به آمریکا تامل کرده و کمک کند تا سریع‌تر روابط دو کشور بهبود یابد."

وی هم چنین در دیدار جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاههای آمریکا گفت: " بنده جزء کسانی هستم که معتقدم امکان تداوم این شرایط بین ایران و آمریکا وجود ندارد و باید این وضعیت بهبود یابد گفت: دو کشور بزرگ، موثر و قدرتمند، 33 سال است که رودرروی یکدیگر قرار گرفته اند و اگر در این مدت هم افزا با یکدیگر عمل کرده بودند امروز شرایط بین المللی شکل دیگری داشت".

این نرمش ها به همین جا ختم نشده وی با اینکه در صحبت های خود در نیویورک اعتزاضات نسبت به فیلم موهن را متوجه امریکا و سلطه جوی وی دانست در مصاحبه خود با شبکه در پاسخ به این سوال که نگاه شما به فیلم ضداسلامی اخیر چیست؟اینگونه گفت: من اعتقاد ندارم که دولت آمریکا پشت این کردار زشت و توهین آمیز بوده است اما واکنش‌ها در بسیاری از کشورهای اسلامی و البته ایران، انعکاس دهنده مخالفت ملت‌ها با سیاست اشغالگری و سلطه جویی آمریکا بود" که البته تا الان این گفته دکتر احمدی نژاد که از مصاحبه وی با پایگاه خبری ˆ ال مانیتور آمریکاˆ نقل شده است توسط روابط عمومی دفتر رییس جمهوری تکذیب شده است. البته صحبت های دیگر رئیس جمهور که در بالا اشاره ای به آنها شده است؛ به تنهایی خود حاوی بار معنایی مورد نظر می باشد.

سیاست کلی ایران در خصوص ارتباط با آمریکا مانند گذشته است و هیچ تصمیمی در تغییر این سیاست گرفته نشده و ایران به سیاست‌های استوار گذشته که پایه گذار آن امام(ره) بود و رهبر معظم انقلاب نیز آن را تایید کرده پایبند است

اما آنچه که در این مجال مهم به نظر میرسد، دنباله روی از سیاست های نظام اسلامی است. بعد از این اظهارات، واکنش های داخلی بسیاری شکل گرفت از جمله صحبت های دکتر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل در مراسم افتتاحیه سال تحصیلی دانشگاه عالی دفاع . ایشان  اینگونه بیان داشتند که" سیاست کلی ایران در خصوص ارتباط با آمریکا مانند گذشته است و هیچ تصمیمی در تغییر این سیاست گرفته نشده و ایران به سیاست‌های استوار گذشته که پایه گذار آن امام(ره) بود و رهبر معظم انقلاب نیز آن را تایید کرده پایبند است." در واقع این گفته ها که به نوعی واکنش محسوب می شود که احتمال شخصی بودن اظهارات رئیس جمهور و عدم مشورت های لازم را در اذهان متبادر می کند. اینگونه مواضع پیرامون رابطه با آمریکا، آنجایی موجه است که دیپلماسی و نوعی تاکتیک محسوب شود که شاید شرایط حال نیز آن را سبب شده باشد؛ اما این اصرارهای یکجانبه در عمر دو دولت و عدم اظهارات موازی سایر مسئولین، احتمال شخصی بودن آن را بیشتر می کند. اظهاراتی که نه جواب و واکنشی از طرف مقابل داشت و هم در شرایط تهدید و دست چدنی دشمن می تواند نشانه هایی از ضعف را در اذهان متبادر سازد و در افکارعمومی مردم اینگونه رقم بزند که آیا با داشتن رابطه با آمریکا و با توجه به وضعیت اقتصادی(  ناشی از بی تدبیری ها) نمی توان شرایط بهتری داشت؟

صدر احمدی نژاد

 

نوروز 88 درسی تاریخی پیرامون این موضوع برای آحاد ملت دارد. اوباما در آن سال در پیامی عید را به مردم ایران تبریک گفت و در سخنان خود نرمش خاصی نشان داد اما رهبری در مقابل با تدبیر و دید ظریف خود به استقبال این سخنان رفتند:                          

"سى سال با ملت ایران اینجورى رفتار کردند. حالا دولت جدید آمریکا میگوید ما مایلیم با ایران مذاکره کنیم، بیائید گذشته را فراموش کنیم. میگویند ما به سمت ایران دست دراز کردیم. خوب، این چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد که یک دستکش مخمل رویش باشد، اما زیرش یک دست چدنى باشد، این هیچ معناى خوبى ندارد. عید را به ملت ایران تبریک میگویند، اما در همان تبریک، ملت ایران را به طرفدارى از تروریسم، دنبال سلاح هسته‌اى رفتن و از این قبیل چیزها متهم میکنند!" ایشان در ادامه اینگونه فرمودند که " اولاً تغییر در الفاظ کافى نیست - که حالا ما چندان تغییرى در الفاظ هم ندیدیم - تغییر باید تغییر حقیقى باشد این را هم به مسئولین آمریکائى بگوئیم؛ این تغییرى که شما اسمش را مى‏آورید، برای شما یک ضرورت است؛ چاره‏اى ندارید، باید تغییر کنید؛ اگر تغییر نکنید، سنتهاى الهى شما را تغییر خواهد داد؛ دنیا شما را تغییر خواهد داد. باید تغییر کنید؛ اما این تغییر نباید فقط لفاظى باشد، نباید با نیتهاى ناسالم باشد. تا وقتى دولت آمریکا روش خود را، عمل خود را، جهتگیرى خود را، سیاستهاى خود را، مثل این سى سال علیه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت این سى سال هستیم. ملت ما از اینکه باز هم شما شعار بدهید که «مذاکره و فشار»، ما با ایران مذاکره میکنیم، در عین حال فشار هم وارد مى‏آوریم - هم تهدید، هم تطمیع - بدش مى‏آید. اینجور با ملت ما نمیشود حرف زد."

با همه این رهنمود ها و شائبه ی شخصی بودن اظهارات صورت گرفته با توجه به واکنش ها به سخنان رئیس جمهور،  آیا در شرایط تهدید، اینگونه نرمش نشان دادن صحیح می باشد؟

در زمان دولت هفتم و هشتم نیز نرمش های خاصی نشان داده شد، به عنوان مثال در آن دوران، آسمان هوای ایران به طور نانوشته ای برای مقابله آمریکا با طالبان باز بود اما تنها چیزی که حاصل شد کماکان تهدید بعدهای جرج بوش بر علیه ایران بود که موجب انتقادات بسیار به دولت سید محمد خاتمی شد. دولت ها باید خود را با سیاست های کلی نظام تطبیق داده و اگر کاری را نیز انجام می دهند مبتنی بر دیپلماسی و زیر همین چتر واحد باشد. برخی گمانه ها نیز از تاثیر تفکر جریان موسم به انحرافی در این سیاست ها حکایت دارند جریانی که باعث شد که هوشنگ امیر احمدی( عامل شناخته شده سازمان «سیا» معرفی می شود) پایش به شورای عالی ایرانیان باز شود. جریانی که عامل تغییر بسیاری از مواضع دولت از نهم به دهم شد.

با همه این رهنمود ها و شائبه ی شخصی بودن اظهارات صورت گرفته با توجه به واکنش ها به سخنان رئیس جمهور، آیا در شرایط تهدید، اینگونه نرمش نشان دادن صحیح می باشد؟

اما با این همه، هیچ کج سلیقگی نمی تواند به طور مفرد در این موضوع به خصوص، وارد شود. همانطور که رهبری هم فرمودند" یکى از آزمونهاى مهم انقلاب از روز اول همین مسئله(رابطه ایران و آمریکا) بوده است. از روز اوّلى که انقلاب پیروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ایالات متحده‌ى آمریکا، میدانى به عنوان یک آزمون بزرگ براى ملت ایران باز شد. در طول این سى سال، همواره این آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است".

باید دید دولت دهم در عمر باقی مانده چگونه از این آزمون بیرون خواهد آمد؟ و با توجه به شرایط خاص اکنون می تواند دیپلماسی منطقی و مبتنی بر سیاست های کلی را در پیش گیرد یا دچار ضعف سیاسی  و انفعال خواهد شد؟

/ 0 نظر / 169 بازدید