شبکه ورزش

برنامه ای که اکشن باشد، در آن حرکت ببینم، رنگ ببینیم، تصویر، صدا، موزیک و... اما گاه احساس می کنیم، در شبکه های سیما، تصویر نباشد هیچ اتفاقی نمی افتد چون دسته کمی از یک برنامه رادیویی ندارد.
اما به اینجا می رسیم که پخش رقابت های المپیک چه فایده ای دارد؟ حداقل فایده اش این است که نیازی نیست سالیانه میلیاردها تومان خرج کنیم تا کودکان، نوجوانان و جوانان خود را به زور چماق عاشق ورزش کنیم. هم اینکه مسابقات مهم روز دنیا را ببینند، ناخواسته جرقه ای در ذهن شان زده می شود که گاه همین جرقه ورزشکاران بزرگ را می آفریند. ولی ما هنوز در ایام برگزاری مهمترین تورنمنت دنیا، رقابت های پلاسیده و خاک خورده سالیان گذشته را می بینیم. گویا می خواهیم مخاطب خود را فراری بدهیم. انگار تعریف درستی از رسانه توده نداریم، رسانه ای که خوراک مخاطب را جور می کند نه سلیقه رسانه را.
سهم ما به راستی از المپیک چیست؟ اینکه نتوانیم مهمترین رقابت های دنیا را تماشا کنیم. اینکه 5 سال دیگر، شاهد رقابت های بیات شده المپیک امروز باشیم. توقع مخاطبان با این عملکرد صدا و سیما، به قدری کاهش یافته که در پی تماشای زنده مسابقات مهم نیستند، بلکه حتی حاضرند تن به تماشای مسابقات روز گذشته، دو روز پیش، یک هفته قبل و گاه یک ماه پیش بدهند. اما گویا برای مسولان رسانه ملی، سلیقه مخاطب هیچ اهمیتی ندارد که همچنان در ایام مهمترین رویداد دنیا، به روال گذشته کنداکتور خود را می چینند. مردمی که حالا با دو دقیقه چرخ زدن در کوچه و بازار می توان مزه دهانشان را فهمید و فهمید که چه دیدگاهی نسبت به رسانه ملی دارند.
سهم ما از المپیک چیست؟ چیزی جز حسرت؟
در ایام برگزاری جام جهانی 2006 آلمان، یکی از مسولان بلند پایه پلیس ایران اعلام کرد برگزاری این رقابت ها تا حد زیادی از میزان تصادفات و جرایم کشور کاسته چراکه عبور و مرور در شهرها بی اندازه کاهش یافته... این چه پیغامی دارد؟ آیا ورزش نمی تواند تا این حد، بر روی یک جامعه تاثیر بگذارد؟ ولی ما در ایام المپیک چه می کنیم؟ چیزی جز اینکه هر روز، مردم را نسبت به رسانه ملی، ناامید و ناامیدتر؟
/ 0 نظر / 60 بازدید